تبليغاتX
magic girl
magic girl

سلام

میخوام زود تر حرفم رو بگم من میخوام برم...من توی تمام این مدت با خیلی ها آشنا شدم وخیلی ها رو دیدم که از وبلاگنویسی خسته شدند و رفتند خب الان خودمم یکی از اونام......

تشکر میکنم از:

سارا نویسنده ی وبلاگ school story

سوگند نویسندهی وبلاگ دخترک پیانیست تنهاست

سارا نویسنده ی وبلاگ گذشت زمان مرا هم خاطره کرد

داداشی با حالم

فرناز نویسنده ی وبلاگ خلوت تنهایی....

آیدا نویسنده ی وبلاگ دست نوشته های من

آنیتای گلم نویسنده ی وبلاگ فرشته آب

داداش جواد نویسنده ی وبلاگ باغ آرزو ها

شیما جونم نویسنده ی وبلاگ شاپرک عشق

و نویسنده ی وبلاگ پسر کازرون(از پیشنهاد سازنده ای که بهم گفتی ممنونم)

و تمام کسان دیگه ای که بهم کمک کردن

خداحافظ




نوشته شده در تاريخ جمعه دهم مهر 1388 توسط آیدا
  


سلام به دوستان عزیز:

من وقتی این وبلاگ رو درست کردم با خودم گفتم یک سال روش کار میکنم بعدش ولش میکنم(البته اگر تا اون موقع زنده باشم)...ولی الان که فکر میکنم یک سال خیلی زیاده البته برای من...بخاطر همین فکر کردم بهتره دیگه بی خیال  وبلاگشم.....

نظر شما چیه؟؟؟




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 توسط آیدا

1. .لبخند جذابتان می‌کند...

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می‌زنند کشیده می‌شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می‌کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم.

2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می‌دهد...

دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می‌زند.

3. لبخند مسری است...

لبخند زدن برایتان شادی می‌آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می‌کشید.

4. لبخند زدن استرس را از بین می‌برد...

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می‌شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.

5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند...

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا .به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می‌آورد...

وقتی لبخند می‌زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می‌آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می‌‌کند...

تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می‌توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می‌دهد...

عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می‌شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

9. لبخند زدن باعث می‌شود موفق به نظر برسید...

به نظر می‌رسد که افرادیکه لبخند می‌زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می‌کنند.

10. لبخند زدن کمک می‌کند مثبت اندیش باشید...

لبخند بزنید.. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می‌فرستد که "زندگی خوب پیش می‌رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.  

پس....همیشه لبخند بزنید.
 
گردآوری:گروه سرگرمی سیمرغ



نوشته شده در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 توسط آیدا

تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می‌شود.

1.ساختمانی که جلوی شما ظاهر شده است چیست؟

الف-یک قصر    ب- یک موزه    ج-یک هتل    د-یک بنای مذهبی (مسجد-کلیسا-......)

2.شما از چه طریقی وارد ساختمان می‌شوید؟

الف-پنجره    ب- در        ج- بالکن         د- تونل زیر زمینی

 وقتی وارد ساختمان شدید آن را بسیار مجلل و باشکوه می یابید......ناگهان صدای در زدن می‌شنوید...در را باز می‌کنید و کسی را می‌بینید که واقعاً می‌خواستید با او باشید.

 

3. آن شخص کیست؟

به گشتن ادامه می‌دهید...پلکانی را می‌بینید که به طبقه بالا می‌رود.


 4.مارپیچی است یا مستقیم؟

از پلکان بالا می‌رویم تعداد پله ها را می‌شمارید.

 

5.چند پله بود؟(هر عددی از یک تا بی نهایت)

بعد وارد اتاقی می‌شوید..........

 

6.دلتان می‌خواهد این اتاق چقدر بزرگ باشد؟

الف-به اندازه یک آکواریوم 

ب-به اندازه یک اتاق معمولی  

ج-به اندازه یک جنگل 

 د-به اندازه  اقیانوس آرام

 

7.دلتان می‌خواهد رنگ دیوار اتاق چه باشد؟

الف-قرمز    ب-سیاه و سفید      ج- ارغوانی      د-زرد یا پرتقالی      و-رنگ های رنگین کمان

 

یک میز جلوی شما ظاهر می‌شود...

8.آیا گرد- مربع- مثلث یا بدون شکل خاصی است؟

و ظرفی با 5 میوه روی آن قرار دارد: گیلاس- سیب- کیوی- طالبی-هندوانه

 

9.یک میوه را انتخاب کنید.......

میوه ای که انتخاب کرده اید شما را به یاد این شخص می‌اندازد...

10.نام او را بنویسید.

 

11.شما میوه را برمی‌دارید و.........

الف-بلافاصله آن را می‌خورید.

ب- قسمت کرم خورده را می‌ برید و قسمت سالمش را می‌خورید.

ج-آن را می‌برید و داخلش را می‌بینید که کرم خورده است و....بعد به خوردنش ادامه می‌دهید

د-اگر کرم خورده باشد تمامش را دور می‌اندازید

 

از آن ساختمان خارج می‌شوید و 5 حیوان را می‌بینید.موش- آهو- اسب- دلفین- فیل

12.این حیوانت را به ترتیب اولویت که برایتان دارند رده بندی کنید..

 

 جواب:

1.نشان دهنده چیزی است که شما بیشتر از بقیه چیزها دنبال آن هستید.

قصر:ثروت           موزه:حرفه و شغل                    هتل:خانه و عشق   

مکان مذهبی:اعتقادات یا زمینه رشد روحی و روانی شماست

 

2.نشان دهنده نوع زندگی  است که به دنبال آن هستید.

پنجره:زندگی سرشار از رویدادهای پیش بینی نشده و شگفت انگیز

در:زندگی آرام و امن

بالکن:زندگی مسالمت جویانه و عاشقانه

تونل زیر زمینی:زندگی خطرناک ولی معنی دار پر از تجربه های متفاوت

 

3.فردی که پشت در می‌بینید همان کسی است که شما در رویارویی با مشکلات زندگی می‌توانید کاملاً به او اعتماد کنید.

 

4.پلکان نشانه زندگی عشقی شماست پیچ در پیچ ولی زیبا - مستقیم معمولی ولی خسته کننده

 

5.تعدا پله ها:تعداد تلاشهایی که شما امیدوارید برای برقراری رابطه تان به عمل آورید.

 

6.اندازه اتاق:میزان ماجراجویی هر چه کوچک باشد یعنی شما آدم محافظه کاری هستید

 

7.رنگ اتاق شخصیت شماست:

قرمز:احساساتی و پر شور      سیاه و سفید:منطقی       ارغوانی:ماجراجو

 زرد و پرتقالی:شادمان و سرحال     رنگین کمان:شما در مورد این که واقعاً چه هستید شک دارید

 

8.شکل میز:زاویه دید شما را نسبت به چیزها یا موقعیت ها نشان می دهد.

مربع:ثابت و منصفانه

گرد:شما می‌خواهید چیزها را از دیدگاه و نقطه نظر بسیاری افراد دیگر ببینید

مثلث:شما می‌خواهید مبتکر و اصلی باشید

بی شکل:شما آدم بی اراده ای هستید و همیشه طفره می‌روید

 

9.میوه ها نشانگر این هستند که شما به دنبال چه نوع دوستانی می گردید میوه های بزرگتر نشانگر این هستند که نمود فیزیکی و ظاهری برای شما بیشتر اهمیت دارد و میوه های کوچکتر به معنی این هستند که شخصیت افراد برای شما مهم است.

 

10.این شخص نشانگر نوع دوستانی است که شما به دنبال او هستید.

 

11.چگونگی خوردن میوه نشانگر این است که شما چگونه با دیگران رفتار می‌کنید.

الف:یعنی شما کینه ای از دیگران به دل نمی‌گیرید

ب:یعنی شما فقط نکات مثبت دوستانتان را می‌پذیرید و از پذیرفتن نکات منفی آنها سرباز می زنید

ج:خوردن آن علیرغم کرم خوردگی یعنی نقاط قوت و ضعف دیگران را می پذیرید

د:دور انداختن یعنی شما آدم بی رحمی هستید.

 

12. 5 حیوان:

دلفین:شغل و حرفه               فیل:خانواده

اسب:عشق                       موش:انتظار و احترام

آهو: دوستان شما و چیزهایی که به آن توجه دارید است.



نوشته شده در تاريخ شنبه چهاردهم شهریور 1388 توسط آیدا

سلام به همگی من برگشتم:

یک روز توی پیاده رو به طرف میدان تجریش می رفتم، از دور دیدم یک کارت پخش کن خیلی با کلاس، کاغذهای رنگی قشنگی دستشه، ولی به هر کسی نمی ده!
خانم ها رو که کلا تحویل نمی گرفت و در مورد آقایون هم خیلی گزینشی رفتار می کرد و معلوم بود فقط به کسانی کاغذ رو می داد که مشخصات خاصی از نظر خودش داشته باشند، اهل حروم کردن تبلیغات نبود...
احساس کردم فکر می کنه هر کسی لیاقت داشتن این تبلیغات تمام رنگی گرون قیمت رو نداره، لابد فقط به آدمهای باکلاس و شیک پوش و با شخصیت می ده! از کنجکاوی قلبم داشت می اومد توی دهنم...!!!
خدایا، نظر این تبلیغاتچی خوش تیپ و با کلاس راجع به من چه خواهد بود؟! آیا منو تائید می کنه؟!
کفشهامو با پشت شلوارم پاک کردم تا مختصر گرد و خاکی که روش نشسته بود پاک بشه و کفشم برق بزنه! شکم مبارک رو دادم تو و در عین حال سعی کردم خودم رو بی تفاوت نشون بدم! دل تو دلم نبود. یعنی منو می پسنده؟ یعنی به من هم از این کاغذهای خوشگل می ده...؟!
همین طور که سعی می کردم با بی تفاوتی از کنارش رد بشم با لبخند نگاهی بهم کرد و یک کاغذ رنگی به طرفم گرفت و گفت: "آقای محترم! بفرمایید"
قند تو دلم آب شد! با لبخندی ظاهری و بدون دستپاچگی یا حالتی که بهش نشون بده گفتم: ا ِ، آهان، خوب چرا من؟ من که حواسم جای دیگه بود و به شما توجهی نداشتم! خیلی خوب، باشه، می گیرمش ولی الآن وقت خوندنش رو ندارم!" کاغذ روگرفتم...
چند قدم اونورتر پیچیدم توی قنادی و اونقدر هول بودم که داشتم با سر می رفتم توی کیک تولدی که دست یک آقای میانسال بود! وایسادم وبا ولع تمام به کاغذ نگاه کردم، نوشته بود:


به پایین صفحه مراجعه کنید!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دیگر نگران طاسی سر خود نباشید، پیوند مو با جدیدترین متد روز اروپا و امریکا!
 
با تشکر از وبلاگ.....(نه اسمش رو یادمه نه آدرسشو)



نوشته شده در تاريخ جمعه سیزدهم شهریور 1388 توسط آیدا

سلام:

میخواستم بگم تا چهارشنبه ی دیگه نمیآپم چون دارم میرم مسافرت

پس تا چهارشنبه ی دیگه

                                         بای بای




نوشته شده در تاريخ سه شنبه سوم شهریور 1388 توسط آیدا

1) آیا ژیگول وبلاگ‌تان برای شما مهم است؟
الف)مهم تولید محتواست    ب)تا حدی      چ)فقط سايكو       د)برای اینکه پوز اون فلان‌بهمان شده را به خاک بمالانم، كلی از جيب مايه گذاشتم

2)هدف‌تان از وبلاگ‌نویسی چیست؟
الف) تولید محتوا، فکر کردن به مسائل مختلف، پیدا کردن دوستانی که بتوانم از آنها چیزی یاد بگیرم
ب) علاقه وافر به وبلاگ‌نویسی و تمدد اعصاب

ج) کسب در آمد

 د) برای وقت تلف‌کردن و از سر بیکاری و کپی‌پست کردن مطالب شاخ و قدر دیگران

3) اگر وبلاگ ‌‌نویسی یکی از مطالب شما را نقد کرد و انتقاد او منطقی و بجا بود و حق با او بود؛ شما چه واکنشی نشان می‌دهید.
الف) از او تشکر می‌کنم   

 ب)به مسائلی که گوشزد کرده فکر می‌کنم

ج) اصلاً برایم مهم نیست دیگران چه می‌گویند   

 د) فحــش می‌دهم. فحــش بــد

4) شما چه‌جوری می‌فهمید که دوستان‌تان آپدیت کرده‌اند؟


الف)من تمام دوستانم را در گوگل‌ریدر گرد‌هم آورده‌ام

ب) خودشون میان بهم می گن
ج) خب هر روز در وب‌گردی‌ها به دوستانم سر می‌زنم و خلاصه اینجوری می‌فهمم که آپدیت کرده‌اند یا نه؟
د) من دوستی در وبلاگستان ندارم و از هیچ وبلاگی هم خوشم نمی‌آید 

5) اگر به وبلاگ‌نویسی لینک دادید و این موضوع را برای(تبادل لینک) به او ابلاغ کردید اما او لینک شما را متبادل نکرد چه‌کار می‌کنید


الف) اگه با محتوا باشه واسش تبلیغات اختصاصی هم می کنم  
ب) اشکال ندارد، من به او لینک دادم بیشتر به این خاطر که از وبلاگش خوشم آمده بود
ج) لینکش را پاک ‌می‌کنم. فکر کرده کیه
د) با رضا دو کله یک تماس کوچولو می‌گیرم تا نسخه‌اش را بپیچد

 

6) اگر وبلاگ‌نویس ِ دختری نوشته‌های شما را ستود و به‌تان لینک داد و کامنت‌های قشنگی هم در مدح نوشته‌های شما نوشت، چه احساسی به‌تان دست می‌دهد؟
الف) چنین امری طبیعی‌ست؟ چه حرفهایی می‌زنید
ب) خب باعث خوشحالی‌ست و چنین مواردی در وبلاگ‌نویس انگیزه خوبی ایجاد می‌کند
ج) یک احساس غیر قابل وصف/ شاید پرواز در آسمانها و قدم زدن روی ابرها
  د)

7) در ادامه سوال 6- اولین واکنشی که نشان می‌دهید چیست؟
الف) ای بابا این سوالها چیه می‌پرسی جریان چیه؟
ب) کامنتش را متبادل می‌کنم و از لینکی که داده تشکر می‌کنم
ج) آیدی یاهویش را هر طور شده پیدا ‌می‌کنم
د) نمی‌دانم حول شدم

8) آیا 24 ساعت آنلاین در حال چک کردن کامنت‌ها و بازدید‌کنندگانتان هستید؟


الف) آقا شما حالت خوبه؟ قرص‌هاتو خوردی
ب) نه به این شدت. اما بر طبق عادت هر بار که آنلاین می‌شم سرکی می‌کشم
ج) به لطف اپن سورس‌بودن فایرفاکس توانستم اکستنشنی طراحی کنم که با کمک آن صفحه آمارگیر و صفحه مدیریت نظرهایم، خودشان اتوماتیک- هر 5 دقیقه یک بار رفرش شوند… همیشه هم یک لپ‌تاپ بهم وصل است
د) در حال انتقال به دیوانه خانه

اگر جواب‌های‌تان در میان گزینه‌های الف و ب هست که ماشالله دارد. ای ول... وبلاگستان فارسی به وجود امثال شما

 احتیاج دارد. دمتان جیز. کارتان درست است. باید ملت شما را الگو قرار بدهند

اگر 90٪ جواب‌های‌تان روی گزینه ج مانور می‌دهد که باید حضور شما منور شوم که عزیز دلم کمی در وبلاگ‌نویسی و افکار خودت تجدید نظر کن. معلوم نیست چه افکاری در کله همایونی می‌پرورانید ما هم که روانشناس نیستیم بتوانیم از درونیات و خلقیات شما سر دربیاوریم و براساس آن برایتان نسخه تجویز کنیم… فقط نکن. به قول آن خدابیامرز- آدام باش

گزینه ی "د" :به شما هم می‌گویند وبلاگ‌نویس. آبروی نداشته هر چی وبلاگ و وبلاگ‌جات بود را با این کارهایتان بردید. مردم چی می‌گن...

در واقع نشان دهنده ی تعطیلیه مغز شما می باشد...




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط آیدا

خب برنده ی جایزه کسی نیست جز............................................................................................................................

خودممممممممممممممممممممممممممممممممممم

نه... اگر بخواهیم واقعا به کسی جایزه بدیم به نظر من.... صبر کن فکر کنم.........اممممممم......... به نظر من هیچ کس چون هر کسی یک نظری داره و همشون هم خوب هستن....... پس همون که از اول گفتم.....خودمممم حالا نظر من چی بود:

"اصلا به روی خودت نیاری و هر چه زود تر اون پاک رو ترک کنی.هاهاها

 




نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم مرداد 1388 توسط آیدا

سلام به دوستان عزیز:

اگر توی پارک در حال راه رفتن باشید بعد صدهزار تومان روی زمین پیدا کنید چیکار میکنید؟؟

بهترین جواب جایزه داره




نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 توسط آیدا

سلام به دوستان عزیز:

از تمام نظر هاتون برای پست قبل ممنونم.من تمام این مدت فکر کردم و... نمیخوام بنویسم.

واقعا متاسفم که وقتتون رو الکی گرفتم از همتون معذرت میخوام.(ولی فهمیدم چقدر دوستای خوبی دارم)

حالا میخوام یه مطلب طنز بذارم حال و هوامون عوض شه.

رفیق غضنفر بابا ش مرده بوده هی بی تابی میکرده .دوستاش میرن بهش دلداری بدن.میرن پیشش میگه: ناپلون رو که میشناسی؟ اینهمه جنگ و فتوحات کرد اخر مرد.انیشتنم که میشناسی؟اینهمه کشف و اختراع کرد اخرش مرد.بابای تو که هیچ گهی نبود تو اینقدر براش بی تابی میکنی.

---

قاضی: شکایت شما از این اقا اینه که به شما گفته: احمق ، بیشعور ، نفهم...

شاکی: بله.عین حقیقته.

قاضی:پس اگه عین حقیقته چرا شکایت کردی؟

---

يه چوب كبريته سرش رو مي خوارونه آتيش مي گيره ( من که یخ کردم از این یکی )

---

غضنفر عينكش را دور دستش می چرخونه بعد میزنه چشش، سرش گیج میره میخوره زمین!

---

گوشه ای از نامه عاشقانه غضنفر به زنش : بدون توي دنيا يه قلب هست كه فقط براي تو ميتپه اونم قلب خودت -

---

 

غضنفر داشت آب جوش ميريخته توي باغچه! بهش ميگن: چرا آب جوش ميريزی تو باغچه؟؟ ميگه: آخه چاي كاشتم.

 

---

 

اگه گفتی چرا دو × دو میشه هفت؟ خب چون علم پیشرفت کرده !

اینم اثباتش:

2×2

به دوها یک رقم اضافه میکنیم

<=(2+1)×(2+1)

9=3×3

چون 2 واحد به ضریب ها اضافه کرده ایم در اخر دو واحد از حاصلضرب کم میکنیم.

=> (9-2)=2×2 => 7=2×2

 




نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم مرداد 1388 توسط آیدا
   درباره وبلاگ

   آرشيو مطالب

   آخرين مطالب

   پيوند ها


Blog Skin